العلامة المجلسي
188
حياة القلوب ( فارسي )
دستش را گرفت وآورد أو را به نزد مكان كعبه ، پس ابرى از آسمان نازل شد وبرابر مكان كعبه آمد وسايه افكند به قدر بناى كعبه ، پس جبرئيل گفت : به پاى خود خط بكش دور اين سايه را ، پس حدّ حرم را به أو نمود وأو خط كشيد بر دور حرم ، پس برد أو را به منى وبه أو نمود موضع مسجد منى را پس خط كشيد آدم بر دور آن مسجد . پس برد أو را به عرفات وأو را در آنجا بازداشت وگفت : چون آفتاب غروب كند هفت مرتبه اعتراف به گناه خود بكن ، پس آدم چنين كرد ، به اين سبب آن موضع را « معترف » يا « معرف » « 1 » گفتند كه آدم در آنجا اعتراف به گناه خود كرد ، پس اين سنّت در فرزندان أو مقرر شد كه در آنجا اعتراف به گناهان خود بكنند چنانچه پدر ايشان اعتراف كرد واز خدا توبه سؤال كنند چنانچه پدر ايشان آدم سؤال كرد . پس امر كرد أو را جبرئيل كه : بازگرد از عرفات ، پس گذشت بر كوههاى هفتگانه وامر كرد أو را كه بر هر كوه چهار مرتبه اللّه أكبر بگويد ، پس در ثلث أول شب به مشعر الحرام رسيد وجمع كرد در آنجا ميان نماز شام ونماز خفتن ، وبه اين سبب مشعر الحرام را « جمع » ناميدند زيرا كه آدم هر دو نماز را جمع كرد در وقت خفتن . پس امر كرد أو را كه بخوابد در بطحاى مشعر ، پس خوابيد تا صبح طالع شد . پس امر كرد أو را كه بر كوه مشعر بالا رود وامر كرد كه نزد طلوع آفتاب هفت مرتبه اعتراف به گناه خود بكند وهفت مرتبه از خدا توبه وآمرزش گناه بطلبد ، پس آدم چنين كرد ، وبراي اين دو اعتراف مقرر شد يكى در عرفات ويكى در مشعر تا سنّتى باشد در فرزندانش كه اگر كسى عرفات را درنيابد ومشعر را دريابد وفا به حجّ خود كرده باشد . پس از مشعر روانه شد وچاشت به منى رسيد ، پس أو را امر كرد دو ركعت نماز بكند در مسجد منى ، وامر كرد أو را قرباني به درگاه خدا بياورد كه از أو قبول كند وبداند كه خدا توبهاش را قبول نموده است وسنّتى شود در فرزندانش كه ايشان قرباني كنند ، پس آدم قرباني آورد وخدا قرباني أو را قبول كرد وخدا آتشى از آسمان فرستاد كه قرباني أو را
--> ( 1 ) . در مصدر به جاى دو اسم ، « عرفه » آمده است .